علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )

216

تاريخ بيهق ( فارسى )

او شيخ سعيد عباد بوده است « 1 » ، و او را اسانيد عاليه است ، و شعر تازى و پارسى باشد او را ، و از اشعار او اين دو بيت ساير است كه در وداع گويد « 2 » رفتم و وداع من « 3 » ز دل بايد كرد * و ز خون دو ديده خاك گل بايد كرد گر نيك بدم مرا دعا بايد گفت * ور بد بودم مرا بحل بايد كرد الامام ابو عبد اللّه محمد بن احمد الفقيه من خوار الرى هو الامام ابو عبد اللّه محمد بن احمد بن نا خراسان « 4 » الخوارى از خواررى و منشأ او در خسروجرد بوده است ، و به امام حافظ احمد بيهقى اختلاف داشته است و بشيخ ابو بكر بن الحارث الاصفهانى ، و بر وى كتاب مولد النبي عليه السلام فرو خوانده است ، و در نيشابور اين كتاب از وى سماع كردندى « 5 » . و او را دو پسر بود امام ابو محمد عبد الجبار « 6 » و حاكم امام عبد الحميد ، و ايشان هر دو به امام الحرمين اختلاف داشتند ، امام عبد الجبار امام جامع منيعى بود و مفتى نيشابور « 7 » سالهاى بسيار بعد از وفات عمر السديمى « 8 » ، و وفات او بود نزديك بسنهء اربعين و خمسمائة . و العقب منه الشيخ محمد و الامام الاجل ظهير الدين نادر الدهر عبد الجليل - كه يگانهء روزگار است در علوم اسلام و علوم حكمت و متخلق باخلاق حكماى بزرگ - و الشيخ رشيد و غير ايشان . و امام عبد الحميد مدتى حكومت خسروجرد تيمار داشت ، پس استعفا خواست ، و هر دو برادر عمر دراز يافتند در علم و طاعت و و حرمت مبر خوردارى از علم . و عقب از حاكم امام فخر القضات عبد الحميد ، شمس الدين ابو القاسم مانده است * اطال اللّه بقاه « 9 » . مقدم الرؤساء منصور بن محمد بن اسحاق رئيستى بزرگوار بود در ناحيت بيهق ، عالم باسباب سياست و رياست ، و او

--> ( 1 ) و نبيرهء او شيخ سعيد عيار بوده . ( 2 ) كه روز وداع گويد . ( 3 ) در نب ، رفتم و وداع ما نوشته . و ظاهرا ( رفتيم و وداع ما ) بوده است ( 4 ) كذا و در نب ، ما خراسان ( 5 ) اين كتاب علما و ايمه از وى سماع كردندى ( 6 ) نص ، امام محمد عبد الجبار . ( 7 ) امام جامع و مفتى نيشابور بود . ( 8 ) كذا و در نب ، السدمى . ( 9 ) سا .